تنگ بخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ بخت . [ ت َ ب َ ] (ص مرکب ) کم بخت و بی نصیب و بدبخت و تهی دست . (ناظم الاطباء) : مگر تنگ بختت فراموش شد چو دستت در آغوش آغوش شد؟ (بوستان ). رجوع به تنگ بختی و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ بخت . [ ت َ ب َ ] (ص مرکب ) کم بخت و بی نصیب و بدبخت و تهی دست . (ناظم الاطباء) : مگر تنگ بختت فراموش شد چو دستت در آغوش آغوش شد؟ (بوستان ). رجوع به تنگ بختی و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.