تنگ آستین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ آستین . [ ت َ] (ص مرکب ) مفلس و تهی دست و بی نوا. ◄ دین دار. (ناظم الاطباء). وحید در حاشیه ٔ خسرو و شیرین نظامی ص ٤٣ آرد: تنگ آستین بودن ؛ کنایه از عصمت و بخشش نکردن . ضد فراخ آستین بودن که سخاوت است : پرندش درع و از درع آهنین تر قباش از پیرهن تنگ آستین تر. نظامی . رجوع به تنگ و تنگ آستینی شود.