تنک پوست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنک پوست . [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ] (ص مرکب ) پوست نازک . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). دارای پوست لطیف و نازک . آنکه پوست نازک و لطیف دارد: دعبب ؛ جوان نازک بدن تنک پوست . عبهره ؛ زن تنک پوست آکنده گوشت . (منتهی الارب ) : و از آن دو نوع است ... یکی پرنیان، دوم کلنجری، تنک پوست خردتکس، بسیارآب . (چهارمقاله ٔ نظامی عروضی ). نوک تیر مژه از جوشن جان میگذرانی من تنک پوست نگفتم تو چنین سخت کمانی . سعدی . رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی