تنویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنویة. [ ت َن ْ ی َ ] (ع مص ) روان کردن حاجت . ◄ دانه بستن خرما. ◄ انداختن دانه ٔ خرما. ◄ سپردن کاری بر نیت دیگری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کسی را نایب اوگذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). کسی را وا (به ) نیت او گذاشتن . (از زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
تنویه . [ ت َن ْ ] (ع مص ) بزرگوار گردانیدن و نام کسی بلند گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). بلندنام گردانیدن و بلند گردانیدن کسی را در سخن گفتن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خواندن کسی را و بلندنام گردانیدن : نوهه و به تنویهاً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی اللسان : «نوه فلان بفلان ؛ اذا رفعه و طیر به و قواه ُ»، یقال : اردت بذلک التنویه بک . و فی حدیث عمر: انا اول من نوه بالعرب ؛ ای رفع ذکرهم بالدیوان والاعطاء... (اقرب الموارد). ◄ برداشتن چیزی را و بلند کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ خواندن کسی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ به آوازبلند کسی را خواندن . ◄ بزرگ داشتن کسی را و ستودن او را. (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) کلانی و بزرگی و بلندی مرتبه . (ناظم الاطباء).