تنوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنوم . [ ت َ ن َوْ وُ ] (ع مص ) خواب دیدن یا جماع نمودن در خواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). احتلام . (اقرب الموارد). ◄ چریدن گیاه تَنّوم را. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
تنوم . [ ت ُ ن َ وِ ] (ع اِ) آفتاب گردان . آفتاب گردک . آفتاب پرست . طرنشولی . صامریوما. ایلیوطرفیون . طوماغا. شجرةالیمام . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). صامریوما. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). آفتاب گردان بزرگ . (از اقرب الموارد). ◄ بعضی گفته اند تنوم شاهدانه ٔ دشتی است ... (از ترجمه ٔصیدنه ). شهدانه . (بحر الجواهر). جوالیقی در المعرب ذیل شهدانج آرد: فارسی معرب و به عربی تنوم است . (ازالمعرب جوالیقی ص ٢٠٦). رجوع به ترجمه ٔ صیدنه شود.
تنوم . [ ت َن ْ نو ] (ع اِ) روزگردک . خوردن ثمر آن با سپندان و آب، کشنده ٔ اقسام کرمهاست و ضماد برگ آن با سرکه، ثآلیل را قلع کند. (منتهی الارب ). روزگردک که درختی است در عربستان و خوردن ثمر آن قاتل دیدان و دافع آنهاست . (ناظم الاطباء). درختی است . واحد آن تنومة. (از اقرب الموارد).