تنوق کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنوق کردن . [ ت َن َوْ وُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در نظافت و پاکیزگی چیزی مبالغت کردن . ◄ نیکو کردن خورش و لباس وآراستگی کردن در کار : ... وی اندر آن تنوق کردی تا سخت نیکو آمدی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٠٦). و بر خصوص درگاه و منشی و حاجب تنوق هرچه تمامتر کرد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٩٢). رجوع به تنوق شود.