تنوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ نَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) گوناگون شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ نَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) گوناگون شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنوع . [ ت َ ن َوْ وُ ] (ع مص ) نوع نوع شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). گونه گونه شدن . (دهار). گوناگون شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). قسم قسم شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). گوناگونی و نوع نوع شدگی . (ناظم الاطباء). ◄ جنبیدن شاخ . ◄ پیش شدن در رفتن و جز آن، یقال : تنوع فی السیر؛ ای تقدم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مترادف و متضاد واژهدان
نوعبهنوع، گوناگونی، گونهگونی تلون واریته گوناگون شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
چندگونگی، گوناگونی، تعدد، اختلاف، واریته، تغییر پذیری، چندتایی، چندگانگی رنگارنگی، ناهمگنی تفاوت، اختلاف، دگرگونگی، پراکندگی، تفرق، تشتت، تفرقه، تشتت آرا، دودستگی، فرقهگرایی شیزوفرنی، تلون مزاج تبدل، تبدل انواع، تکامل جور، نوع بعض، غیر، مغایرت وردیدگی انبوهه غنای فرهنگی، تنوع قومی
واژگان فارسی سره واژهدان
گوناگونی، جور وا جوری