تنور پیره زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنور پیره زن . [ ت َ رِ رَ / رِ زَ ] (اِ خ ) تنور پیرزن . تنور عجوز. اشاره به پیرزنی است که طوفان نوح نخست از تنور نان پزی وی جوشیدن گرفت : خانه ٔ پیره زن که طوفان برد در تنورش فطیر نتوان یافت . خاقانی . چون قوم نوح خشک نهالان بی برند باد از تنور پیرزنی فتح بابشان . خاقانی . در گمان آمدش که این چه فن است اصل طوفان تنور پیرزن است . نظامی . و رجوع به تنور عجوز شود.