تنهیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنهیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) به پایان رسانیدن چیزی را. (منتهی الارب ). ◄ به پایان آن رسیدن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ و یقال : الیک نهی المثل ؛ یعنی همتای تو نایاب است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بازداشتن . نهی، و بخاطر مبالغت مشدد شده است . ◄ رسانیدن خبر. (از اقرب الموارد).
تنهیة. [ ت َ ی َ ] (ع اِ) آنجای از کرانه ٔ رودبار که آب در آن منتهی شود. ج، تناهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).