فرهنگ لغت

تنضال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنضال . [ ت َ ] (ع مص ) تیراندازی کردن با هم و نبرد نمودن در تیراندازی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): ناضَلَه ُ مناضلةً و نضالاً و تنضالاً. ◄ گفتگوی عذر پیش آوردن و رفع کردن : ناضل عنه . (ناظم الاطباء).

معنی تنضال | فرهنگ لغت