تنشیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنشیم . [ ت َ ] (ع مص ) بوی گوشت بگشتن . (تاج المصادر بیهقی ). برگردیدن گوشت و بوی گرفتن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درشدن در کاری . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آغازکردن کاری را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ در بدی شدن و درآویختن در آن . ◄ بلند گردانیدن ذکر کسی را، یقال : نشم اﷲ ذکره . ◄ زهانیدن زمین آب را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).