تنجیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ دِ) (ص مف.) به خود پیچیده، در هم فشرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ دِ) (ص مف.) به خود پیچیده، در هم فشرده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنجیده . [ ت َ دَ / دِ ] (ن مف ) بمعنی ترنجیده است که درهم کشیده شده و فشارده گردیده و پیچیده باشد. (برهان ). درهم کشیده بود و آن را ترنجیده نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). درهم کشیده و درهم فشرده وپیچیده و دلتنگ و محزون . (ناظم الاطباء). تنجیدن مصدر آن است . (انجمن آرا). رجوع به تنج و تنجیدن شود.