تنب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنب . [ ت ُ ن ُ ] (اِ) درخت صنوبر. (ناظم الاطباء).
تنب . [ تُمب ْ ] (اِخ ) دو جزیره ٔ نزدیک بهم که میان قشم و ساحل جنوبی خلیج فارس واقع است . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨ شود.
تنب . [ ت ُن ْ ن َ / ت ِن ْ ن َ ] (اِخ ) دهی است به شام و از آن است محمدبن محمدبن عقیل محدث اوستاد در فن انشاء. و صالح تنبی راوی . (منتهی الارب ).قریه ای بزرگی است از قراء حلب . (از معجم البلدان ).