فرهنگ لغت

تناسب

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

خویشاوندی، سازگاری، سنخیت، مناسبت، نسبت، وفاق، هم‌آهنگی نسبت داشتن، خویش بودن متناسب بودن، برازیدن (متضاد: ناسازگاری، ناهماهنگی)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تناسب | فرهنگ لغت