تنار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنار. [ ت ِ ] (اِخ ) نام باستانی ماتاپان، دماغه و غاری است در لاکونی که در منتهی الیه پلوپونز قرار دارد. (از لاروس ): اهالی کرسیر... شصت کشتی جنگی تهیه کردند که به آبهای یونان بفرستند ولی از ترس شاه ایران (خشایارشا) بعد به فرمانده کشتی ها دستور دادند که پس از رسیدن به سواحل پلوپونز در محل پیلوس و تنار منتظر وقایع شوند. (ایران باستان ج ١ ص ٧٦٧). رجوع به همین کتاب ج ٢ ص ١٨٨٢ و ١٨٨٣ و ج ٣ ص ١٩٧٦ شود.
تنار. [ ت ِ ] (اِخ ) لویی ژاک ... از شیمی دانان معروف فرانسه (١٧٧٧-١٨٥٧ م .) و کاشف آب اکسیژنه . او پدر ادموند تنار است . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
تنار. [ ت َن ْ نا ] (ع ص ) تنورگر. تنوری، مثله . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء)(مهذب الاسماء). سازنده ٔ تنور. (از اقرب الموارد).