تناد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تناد. [ ت َ ] (ع مص ) باهم ندا دادن یکدیگر را. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در اصل تنادی بوده . (آنندراج ). رجوع به ماده ٔ قبل و تنادی می شود.
تناد. [ ت َ دد ] (ع مص ) از یکدیگر رمیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پراکنده شدن و از هم گریختن و رمیدن و منه قراءة ابن عباس و جماعة یوم التناد بشد الدال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)... به تشدید دال پراکنده شدن و از همدیگر رمیدن و یوم التناد که در قرآن واقع است به هر دو روش (به تخفیف و تشدید دال ) خوانده اند. (آنندراج ). تخالف و تنافر. (اقرب الموارد). ◄ تفرق . (اقرب الموارد). ♦ یوم التناد ؛ کنایه از، روز قیامت . (غیاث اللغات ). یوم التنادی . (اقرب الموارد). رجوع به تنادی شود.