تن فرسای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تن فرسای . [ ت َ ف َ ] (نف مرکب ) فرساینده ٔ تن . پایمال کننده ٔ تن . افسرده کننده ٔ تن . که تن فرسوده کند : از عرقهای شور تن فرسای چرک بر من نشسته سر تا پای . نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ٢٠٦).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی