تن زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ. زَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- خاموش شدن، سکوت کردن.<BR>۲- خودداری کردن، امتناع کردن.<br>واژه قبلی: تن در دادنواژه بعدی: تن پرور