تن تنها
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تن تنها. [ ت َ ن ِ ت َ ] (ترکیب وصفی، ق مرکب ) واحد. (آنندراج ). یکتا و منفرد و یگانه . (ناظم الاطباء) : اگر دو یار موافق زبان یکی سازند فلک چه یک تن تنها چه می تواند کرد. صائب (از آنندراج ) (بهار عجم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تن تنها. [ ت َ ن ِ ت َ ] (ترکیب وصفی، ق مرکب ) واحد. (آنندراج ). یکتا و منفرد و یگانه . (ناظم الاطباء) : اگر دو یار موافق زبان یکی سازند فلک چه یک تن تنها چه می تواند کرد. صائب (از آنندراج ) (بهار عجم ).