تمیمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمیمی . [ ت َ ] (اِخ ) عبدالواحدبن علی، محیی الدین التمیمی المراکشی مکنی به ابومحمد. رجوع به عبدالواحد و معجم المطبوعات ج ٢ ص ١٧٢٥ شود.
تمیمی . [ت َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن تمیم التمیمی المغربی الافریقی، مکنی به ابوالعرب (٠٠٠-٣٣٣ هَ . ق .) از فرزندان امرای مغرب و مورخ و حافظ حدیث است . وی از مردم قیروان افریقیه است . او راست : طبقات علماء افریقیه . عباد افریقیه . کتاب التاریخ . مناقب بنی تمیم . المحن . و موت العلماء و جز اینها. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٤٦).
تمیمی . [ ت َ ] (اِخ ) علی بن سلیمان . وی در تنظیم کتاب «الداهیة الکبری علی الرائیة الصغری » شرکت داشت . رجوع به معجم المطبوعات ج ١ ص ٦٤٢ و ج ٢ ص ١٨٤٤ شود.