تمیز دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمیز دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) فرق دادن و امتیاز و تشخیص دادن و جدا کردن دو چیز مانند هم را از یکدیگر. (ناظم الاطباء). بازشناختن از یکدیگر. شناختن از یکدیگر. فرق کردن . از یکدیگر دانستن . بازدانستن . تمیز کردن . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). رجوع به تمیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بازشناختن، تشخیص دادن، درک کردن، فهمیدن متمایز ساختن، امتیاز قایل شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
تشخیص دادن، باز شناختن، فرق گذاشتن، تمیز دادن تفاوت گذاشتن، برتری دادن جداکردن
فرق گذاشتن، تفاوت گذاشتن، تشخیص دادن غربال کردن، سوا کردن، جدا کردن، گلچین کردن، دستچین کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
بازشناختن