تمویل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مال کردن ؛ به قوة دو رسانیدن، عددی را در نفس خود ضرب کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مال کردن ؛ به قوه دو رسانیدن، عددی را در نفس خود ضرب کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمویل . [ ت َ ] (ع مص ) مالدار کردن . (تاج المصادر بیهقی ). مالدار گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اصطلاح علم شمار) بیرونی آرد: تمویل مال کردن بود. ازایرا که چون عدد را اندر مثل او زنیم آنچه گردآید او را مال خوانند همچون هفت که اندر هفت زنی چهل و نه گرد آید و این مال هفت است . (از التفهیم بیرونی چ همایی ص ٤٢).