تمول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ مَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) توانگر شدن، ثروتمند شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ مَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) توانگر شدن، ثروتمند شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمول . [ ت َ م َوْ وُ ] (ع مص ) مالدار شدن . (زوزنی ). مال داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). بسیارمال شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مالدار شدن و دولتمندی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مالداری و دولت و ثروت و مکنت . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
استطاعت، تمکن، تنعم، ثروت، دارایی، مال، مکنت، منال، وسع (متضاد: فقر، نداری) توانگری، ثروتمندی، مالداری توانگر شدن، دارا شدن، مالدار شدن، ثروتمندشدن (متضاد: مفلس شدن، ورشکستن، ورشکستهشدن)
واژگان فارسی سره واژهدان
دارا شدن، توانگری