تمنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمنة. [ ] (اِخ ) (یعنی قسمت معین ). ١- قریه ای است که در مرز و بوم شمالی یهودا واقع است . صحیفه ٔ یوشع ١٥:١٠ و فلسطینیان در آنجا ساکن می شدند دوم تواریخ ٢٨:١٨ و فعلا خرابه ای است که آن را تبنه گویند و موقعش بر تپه ای است که ٧٤ قدم از سطح دریا مرتفع می باشد و بطور تخمین دو میل تا بیت المقدس مسافت دارد. ٢- قریه ای که در کوهستان یهودا بطرف جنوبی حبرون واقع است . صحیفه ٔ یوشع ١٥:٥٧ و دورنیست که همان تبنه باشد که بمسافت نه میل به جنوب غربی بیت لحم واقع است . ٣- مکانی که یهودا در زمان ملاقات عروس خود تامارا بدانجا برآمد. سفر پیدایش ٣٨:١٢-١٤. ٤- مسقطالرأس زوجه ٔ شمشون سفر داوران ١٤:١ و ٢و ٥ و دور نیست که همان بتنه (کذا) باشد که بطرف غربی بیت شمس واقع است زیرا که آثار زراعت و سنگهایی که بصورت مودار تراشیده شده و اشاره به بودن تاکستان می نماید در آنجا موجود است . (از قاموس کتاب مقدس ).
تمنه . [ ت ِ ن َ ] (اِ) سوزن کلان که بدان چیزهای گنده و ستبر دوزند. (فرهنگ رشیدی ).