تمنابستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمنابستن . [ ت َ م َن ْ نا ب َ ت َ ] (مص مرکب ) آرزو داشتن .خواهش و میل در دل پروراندن . تمناپختن : هر دل که ز دارالثمر حسن وفا جست سودای خطا کرد و تمنای تبه بست . بابا فغانی (از آنندراج ). رجوع به تمنا و دیگر ترکیبهای آن شود.