تمغاچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمغاچی . [ ت َ ] (مغولی - ترکی، ص مرکب )آنکه محصول راهداری ستاند. (آنندراج ). کسی که از اجناس باج گرفته و بر آنها مهر زند. محصل باج و خراج . باج گیر. (ناظم الاطباء). کسی که از جانب کوتوال براجناس مهر کرده محصول و باج آن گیرد. (غیاث اللغات ) : روزی عجوزی، درمی چند از خانه ٔ تمغاچی آورد که معاملت حضرت خواجه است . (انیس الطالبین بخاری ). ز تمغاچی پسر داغ غلامی برجبین دارم تلف شد نقد جان و حاصل و باقی همین دارم . سیفی (از آنندراج ). رجوع به تمغا و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.