تمشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ مِ) (اِ.) میوهای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزة ترش و شیرین که از بوتة تمشک به دست میآید. بوتة این میوه ساقة بلند و تیغ دار و در هم پیچیده دارد که با برگهای کوچک به طور خودرو در جاهای گرم و مرطوب میروید، دارای ویتامین C و قند بوده، ملین و اشتهاآور میباشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ مِ) (اِ.) میوهای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزه ترش و شیرین که از بوته تمشک به دست میآید. بوته این میوه ساقه بلند و تیغ دار و در هم پیچیده دارد که با برگهای کوچک به طور خودرو در جاهای گرم و مرطوب میروید، دارای ویتامین C و قند بوده، ملین و اشتهاآور میباشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمشک . [ ت َ م ِ ] (اِ) درختچه ای از تیره ٔ گلسرخیان که دسته ٔ مستقلی را به نام تمشکها تشکیل می دهند و به حالت وحشی در نقاط ساحلی و گرم مرطوبی، مخصوصاً در مازندران و گیلان فراوان است . گیاهی است با ساقه های تیغدار که در کنار جاده ها و مزارع و جنگلها بصورت انبوه می روید. برگهایش متناوب و گوشوارک دار و مرکب و شامل ٣ تا ٥ برگچه است .(فرهنگ فارسی معین ). در درفک، هَندِل . در رامیان، تَموش . در شیرگاه و میان دره، لام . در لاهیجان، کَرَه تیف . دکتر گئوبا گوید که تقریباً شش قسم از آن در جنگلهای خزر هست و بدون تشخیص نامهای لام، تندل و کره تیف به عموم داده میشود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).