فرهنگ لغت

تمدید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تمدید. [ ت َ ] (ع مص ) کشیدن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیک کشیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ◄ آماسیدن . باد کردن . ورم کردن . رجوع به ابن البیطار و ترجمه لکلرک ذیل عنب شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تمدید | فرهنگ لغت