تمایل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- اظهار میل و رغبت کردن.<BR>۲- به سوی چیزی کج شدن.<BR>۳- (اِمص.) گرایش، میل.<BR>۴- عاطفه، احساس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- اظهار میل و رغبت کردن. ۲- به سوی چیزی کج شدن. ۳- (اِمص.) گرایش، میل. ۴- عاطفه، احساس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمایل . [ ت َ ی ُ ] (ع مص )پیچ پیچان رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). میل و کجی و کج شدگی در رفتار. (ناظم الاطباء). تبختر در راه رفتن . (از اقرب الموارد). ◄ چسبیدن . (زوزنی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ تفاتن و تحارب میان قوم . (از اقرب الموارد). ◄ میل کردن . (آنندراج ). رجوع به میل شود.
مترادف و متضاد واژهدان
آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس (متضاد: تنفر) گراییدن، متمایلشدن، میل کردن خمیدگی احساس، عاطفه
واژگان فارسی سره واژهدان
گرایستگی، گرایش، دلبستگی، خواهانی