تماشاگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تماشاگر. [ ت َ گ َ ] (ص مرکب ) تماشاچی . تماشاکننده . نظاره گیان . که نظاره کند. نگرنده . ج، تماشاگران : تماشاگران باغ بگذاشته مغان از چمن رخت برداشته . نظامی . رجوع به تماشا و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تماشاگر. [ ت َ گ َ ] (ص مرکب ) تماشاچی . تماشاکننده . نظاره گیان . که نظاره کند. نگرنده . ج، تماشاگران : تماشاگران باغ بگذاشته مغان از چمن رخت برداشته . نظامی . رجوع به تماشا و دیگر ترکیبهای آن شود.