فرهنگ لغت

تلیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تلیة. [ ت َ لی ی َ ] (ع اِ) بقیه ٔ وام و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باقی وام . (مهذب الاسماء).

تلیه . [ ت ِ ی ِ ] (اِخ ) شارل (١٨٢٨ - ١٩١٣ م .). مهندس فرانسوی و کاشف روشهای محافظت مواد غذایی بوسیله ٔ برودت است . (از لاروس ).

معنی تلیة | فرهنگ لغت