تلمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلمن . [ ت َ م ِ ] (هزوارش، اِ) بینی آدمی و حیوانات دیگر باشد به زبان زند و پازند، و به عربی انف گویند. (برهان ). به زبان زند و پازند بینی آدمی و دیگر جانوران . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). خرطوم و منقار. (ناظم الاطباء).