تلمبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلمبار. [ ت ِ ل ِ / ت َ ل َ ] (اِ) بنایی از چوب دارای چند طبقه ولی ارتفاع یک طبقه بیش از نیم ذرع نیست . در فرش هر طبقه برگ توت ریخته کرم ابریشم را روی آنها پرورش میکنند. اصلاً این لفظ اصطلاح اهل گیلان است و اکنون در تهران هم استعمال میشود. (فرهنگ نظام ). اطاقی دراز که بام آن گالی پوش است و در آن کرم ابریشم را پرورش دهند. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تلیبار شود. ◄ هر چیزی که رویهم ریخته و انبار شده باشد. (فرهنگ فارسی معین ).
تلمبار. [ ] (اِخ ) در ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی ص ١٦٣، ١٦٤، ١٦٦، ١٦٧ و ١٦٩، این کلمه آمده و چنین برمی آید که باید ناحیه ای میان سلطانیه و همدان و تبریز باشد.