تلخ وش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخ وش . [ ت َ وَ ] (ص مرکب ) تلخ گونه . تلخ مانند. و کنایه از شراب از جهت تلخیی که در آن است : آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا. حافظ. رجوع به تلخ و ترکیبات آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخ وش . [ ت َ وَ ] (ص مرکب ) تلخ گونه . تلخ مانند. و کنایه از شراب از جهت تلخیی که در آن است : آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا. حافظ. رجوع به تلخ و ترکیبات آن شود.