تلاوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وَ) [ ع. ] (مص م.) خواندن، قرائت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وَ) [ ع. ] (مص م.) خواندن، قرائت کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلاوت . [ ت ِ وَ] (ع مص ) تلاوة. خواندن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خواندن قرآن و جز آن . (آنندراج ). خواندن با قرائت و اندیشه و تأمل . (ناظم الاطباء) : اگر خدای جهان را سمیع می دانی مکن بلند برای خدا تلاوت را. صائب (از آنندراج ). رجوع به تلاوة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ترتیل، خوشخوانی، قرائت، نرمخوانی خواندن، قرائت کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
خواندن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژگان قرآن
تلاوت: «راغب» در کتاب «مفردات»، در ذیل مادّه «تلاوت» مى گوید: مراد از «یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ» این است که با علم و عمل از آیات قرآن، پیروى مى کنند یعنى «تلاوت» مفهومى بالاتر از مفهوم «قرائت» دارد و با یک نوع تدبر و تفکر و عمل همراه است.(32)