تلالو
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برق، تابش، جلا، جلوه، درخشش، درخشندگی، زرقوبرق فروزش، فروغ لمعان برق زدن، درخشیدن
واژگان فارسی سره واژهدان
درخشندگی، درخشش
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برق، تابش، جلا، جلوه، درخشش، درخشندگی، زرقوبرق فروزش، فروغ لمعان برق زدن، درخشیدن
واژگان فارسی سره واژهدان
درخشندگی، درخشش