تقییظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقییظ. [ ت َ ] (ع مص ) بسنده بودن چیزی گرمای تابستان را. (زوزنی ). بسند آمدن چیزی کسی را به گرمای تابستان . ◄ در تابستان بجایی اقامت کردن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ رسیدن باران تابستان بکسی . (از اقرب الموارد).