تقویم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقویم کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ارزیابی کردن . قیمت چیزی را معین کردن . رجوع به تقویم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقویم کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ارزیابی کردن . قیمت چیزی را معین کردن . رجوع به تقویم شود.