تقویت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقویت کردن . [ ت َ وِ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب )نیرو دادن . توانا کردن . قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان ). گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری . سعدی . رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.