تقوض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقوض . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) بیفتیدن خانه و برکنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ویران شدن بنا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). منهدم شدن خانه . (از اقرب الموارد). رجوع به انقیاض شود. ◄ آمد وشد نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ پراکندن حلقه و برشکستن هنگامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پراکندن و شکستن صفوف و حلقه ها. (از اقرب الموارد).