تقلیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقلیس . [ ت َ ] (ع مص ) دف زدن و سرود کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دف زدن و خوشخوانی کردن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ استقبال کردن ملوک و ولاة را به انواع لهو و لعب بوقت قدوم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ نهادن مرد هر دو دست خود بر سینه و فروتنی نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ قلنسوة پوشانیدن کسی را. (از اقرب الموارد).