فرهنگ لغت

تقلح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقلح . [ ت َ ق َل ْ ل ُ ] (ع مص ) ورزیدن در شهرها در سال قحط. (منتهی الارب ). بی اندازه ورزیدن و کسب کردن در سال قحط. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ ریمناک گردانیدن زن جامه ٔ خود را و به نظافت خود و جامه ٔ خود نپرداختن . (از اقرب الموارد).

معنی تقلح | فرهنگ لغت