فرهنگ لغت

تقفیع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقفیع. [ ت َ ] (ع مص ) نگاه داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جای دادن، یقال : قفعهذا؛ ای ضعه ُ فی الوعاء. ◄ خشک کردن سرما انگشتان را و درترنجاندن آن . (از اقرب الموارد).

معنی تقفیع | فرهنگ لغت