فرهنگ لغت

تقعف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقعف . [ ت َ ق َع ْ ع ُ ] (ع مص ) بمعانی انقعاف است . (منتهی الارب ). فرو ریخته شدن روی کوه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ از بن درافتادن دیوار. ◄ از جای رفتن چیزی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فروریختن آب کند. (از اقرب الموارد). به همه ٔ معانی، رجوع به انقعاف شود.

معنی تقعف | فرهنگ لغت