تقطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقطی . [ ت َ ق َطْ طی ] (ع مص ) (از «ق طو») درنگ و تأخیر نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فریب دادن یاران خود را. تقطی لاصحابه . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برگردیدن : تقطی بوجهه ؛ برگردانید روی خود را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برنشستن جای برنشست . (منتهی الارب ). بر ترک اسب برنشستن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (ع مص ) (از «ق طی ») اندک اندک برآمدن دلو از چاه بجهت بسیاری آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).