تقطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقطر. [ ت َ ق َطْ طُ ] (ع مص ) چکیده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). چکیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). قطره قطره جاری شدن آب . (از اقرب الموارد). ◄ بر پهلو افتادن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بر کرانه ٔ کسی ریختن چیزی را. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خلاف ورزیدن و پس ماندن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). تخلف . (اقرب الموارد). ◄ خوشبوی آلوده شدن به بخور. ◄ آماده شدن کارزار را. لغتی است در تقتر. و رجوع به تقتر شود. ◄ از بالا انداختن خود را. ◄ فرو افتادن تنه ٔ درخت و ساقط شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).