تقصیر رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقصیر رفتن . [ ت َ رَ ت َ] (مص مرکب ) تقصیر افتادن . کوتاهی شدن : داری هوس کشتنم اینک سر و خنجر تقصیر اگر میرود از جانب ما نیست . سلمان (از آنندراج ). در گنه کز جانب ما بود تقصیری نرفت چون در آمرزش که کار اوست تقصیری کند. خواجه پیشنماز (از آنندراج ). رجوع به تقصیر و دیگر ترکیبهای آن شود.