فرهنگ لغت

تقصر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقصر. [ ت َ ق َص ْ ص ُ ] (ع مص ) مشغول داشتن بکاری و بسنده کردن، یقال : تقصرت الصبی به ؛ مشغول داشتم آن کودک را به آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تقصر | فرهنگ لغت