تقریر رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقریر رفتن . [ ت َ رَ ت َ ] (مص مرکب ) بعهده گرفتن . به ذمه گرفتن : اعیان و اقارب زبده ٔ مواکب خویش را بخدمت سلطان فرستاد و تضرعها کرد و ملتزم جزیت و فدیه شد و سی مربط فیل تقریر رفت که از نخب اقبال خویش فرستد و مال موافقه با وی مقرر گرداند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٢١).