تقدیم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقدیم کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مقدم داشتن . برتر داشتن . پیش کردن . پیشی دادن : ننماید به جهان هیچ هنر تا نکند در دل خویش بر آن همت مردان تقدیم . ابوحنیفه (از تاریخ بیهقی ). محمدبن یوسف البخاری ازجمله ٔ اصحاب امام هشتم و شافعی بود رحمه اﷲ و با علم و زهد بود و او را بر علمای بخارا تقدیم کردندی و او را بسیار بیازمودند. (تاریخ بخارا ص ٤). ◄ بجای آوردن انجام دادن : و تأدیب این بی خویشتنی در باب تو تقدیم کنم . (سندبادنامه ص ١٢٥). ◄ اهداء کردن . پیش کش کردن . برایگان دادن چیزی را به کسی پیش آوردن پیش داشتن : رسیدن من و اقبال آن همایون فال چنان فتاد مطابق در آن خجسته حریم که گرداب نکشیدی عنان من قدمش به بوسه گاه نمی کرد بر لبم تقدیم . عرفی (از آنندراج ). رجوع به تقدیم و دیگر ترکیبهای آن شود.